علمدار


 

نوشته شده توسط احمدرضا آقاجانی فشارکی در چهارشنبه 28 خرداد1393 ساعت 9:0 بعد از ظهر موضوع عکس مذهبی | لینک ثابت


چه محتاجم به این دیدار

0874_1.jpg 


 

نوشته شده توسط احمدرضا آقاجانی فشارکی در شنبه 10 خرداد1393 ساعت 9:0 قبل از ظهر موضوع مطالب مذهبی | لینک ثابت


یا قمر بنی هاشم ادرکنی

السلام علیک یا ابالفضل العباس(ع)

 

افسران - یا ابالفضل العباس علمدار با وفا 

 

یکی دیگر از عنایات قمر بنی هاشم:

حجه الاسلام آقاي حاج شيخ محمد معين الغربائي،

 فرزند آيه الله شيخ عمادالدين و نوة مرحوم

 آيه الله معين الغربائي خراساني،

 فرمودند:


تقريبا چهل سال قبل كه هنوز ازدواج نكرده بودم،

 يك شب جمعه، از نجف اشرف پياده به كربلاي

 معلي رفتم و دعاي كميل را در حرم مطهر

 حضرت قمر بني هاشم ابوالفضل العباس

 عليه السلام خواندم.

وسط دعا خوابم برد و دقايقي بعد سر وصدا

 و شيون فوق العاده مرا از خواب بيدار كرد.

 ديدم دختر عربي را به ضريح مطهر حضرت

ابوالفضل العباس عليه السلام بسته‌اند و او، كه

مرض جنون دارد.

 به مردم جسارت مي‌كند پدر و مادر و بستگانش

اطراف او را گرفته بودند و براي شفاي اين دختر

ديوانه به حضرت قمر بني هاشم

ابوالفضل العباس عليه السلام متوسل شده بودند.

يك نفر كه در همان جا خود را دكتر روان پزشك

معرفي مي‌كرد و ايراني هم بود. 

به من گفت:

بگو اين دختر را بياورند فندق الحرمين كه من

 در آنجا مي‌باشم،

 تا اين مريض را معاينه كنم. من گفتة دكتر

 ايراني را به پدر دختر تذكر دادم.

 پدر دختر به زبان عربي گفت:

 لعنت به پدر كسي كه عقيده به حضرت ابوالفضل

 عليه السلام ندارد!

بنده خجالت كشيدم و رفتم و نشستم مشغول

 خواندن بقيه دعاي كميل شدم، كه دوباره در

 حال خواندن دعا خوابم برد.

 مجددا از سر و صدا بيدار شدم و اين بار ديدم

 كه اطراف آن دختر را گرفته‌اند و دختر مورد

 عنايت حضرت ابوالفضل عليه السلام

 قرار گرفته و حضرت دختر ديوانه را شفا داده است.

مردم هم ريخته‌اند و لباسهايش را پاره پاره

 مي‌كنند و او از عباي پدرش براي پوشيدن

خويش استفاده مي‌كند.

در آن حال، دكتر ايراني را ديدم كه دو دست

 بر سر مي‌زند و گريه مي‌كند و مي‌گويد:

 بلي، غير از ما دكترهاي ديگري نيز وجود دارد!


 

نوشته شده توسط احمدرضا آقاجانی فشارکی در یکشنبه 3 فروردین1393 ساعت 1:13 قبل از ظهر موضوع مطالب مذهبی | لینک ثابت


معرفی یاران امام حسین

معرفی یاران امام حسین

حبیب بن مظاهر

حبیب‌بن‌مظاهر از صحابه پیامبراکرم (ص) و از خواص اصحاب

امیرالمومنان (ع) به شمار می‌رفت . او جایگاه خاصی نزد حضرت

 ابی عبدا... داشت و بدین دلیل آن حضرت در روز عاشورا هنگام

 آراستن صفوف لشکر ، حبیب را در طرف چپ اصحاب خود گماشت.

 او سخت به نبرد با دشمن پرداخت تا اینکه شخصی از بنی‌تمیم

 به نام بَدیل‌بن‌صدیم ، بر آن جناب حمله کرد و شمشیر بر سر

 مبارکش زد .

 در این زمان شخصی دیگر از بنی تمیم ، با نیزه بر آن بزرگوار

 زد و او را به زمین افکند . حبیب خواست برخیزد که حصین بن تمیم

 سر مبارکش را از تن جدا کرد و او به فیض والای شهادت رسید .

حبیب بن مظاهر(مظهر)اسدی،از طایفه بنی اسد،کوفی‏و از اصحاب

رسول خدا«ص‏»بود.در هر سه جنگ صفین،نهروان و جمل،دررکاب

‏ علی‏«ع‏»شرکت داشت.

از اصحاب خاص امیر المؤمنین و حاملان علم آن حضرت و درعلوم

قرآنی شاگرد خاص وی بود.حضرت امیر،او را که از حاملان

علوم‏«ع‏»بود،به علم‏«منایا و بلایا»(آنچه بعدها اتفاق خواهد افتاد)

آگاه ساخته بود. (10) عضو گروه ویژه‏«شرطة الخمیس‏»بود

 که نیروی ضربتی و مطیع علی‏«ع‏»بودند.درنهضت مسلم بن

 عقیل در کوفه،وی از کسانی بود که در راه بیعت گرفتن برای

مسلم،کوشش می‏کرد.نیز از سران شیعه در کوفه محسوب می‏شد

 که به حسین بن علی‏«ع‏» دعوت نامه نوشت.نزد امام حسین‏«ع‏»

موقعیت والایی داشت.در کربلا نیز امام،او را به‏عنوان فرمانده

جناح چپ سپاه خویش تعیین کرد.حبیب،تلاش فراوانی داشت

 که یارانی‏از بنی اسد را به یاری حسین‏«ع‏»بیاورد،اما سپاه اموی

 مانع پیوستن آنان به یاران‏سید الشهدا شدند. (11) گفتگوی او با میثم

 تمار،هنگام عبور از مجلس بنی اسد،سالها پیش ازعاشورا،که هر

 یک نحوه شهادت دیگری را پیشگویی می‏کرد و مایه شگفتی

حاضران‏بودند،معروف است، (12) و این از همان علم منایاست که از

 علی آموخته بودند و جریانات‏آینده را جز داشتند.روز عاشورا

 رجزی که در حمله‏هایش می‏خواند چنین بود:

انا حبیب و ابی مظهر فارس هیجاء و حرب تسعر (13)

حبیب بن مظاهر،روز عاشورا از اینکه با شهادتش به بهشت‏خواهد

رفت،خوشحال‏بود و با«بریر بن خضیر»مزاح می‏کرد.شهادت او بر

حسین‏«ع‏»بسیار سخت بود.هنگام‏شهادت 75 سال داشت.سر او نیز

 همراه سرهای شهدا در کوفه گردانده شد.

 

 برگرفته از سایتهای حوزه و تبیان

 

 برای دریافت ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط احمدرضا آقاجانی فشارکی در جمعه 15 دی1391 ساعت 10:0 بعد از ظهر موضوع مطالب مذهبی | لینک ثابت


دعای عرفه

قسمت هايي از دعاي عرفه امام حسين (ع)

 به قلم دکتر علي شريعتي:

 

 

 

اگربه فرض که هيچ دليلي بر حقانيت و صلاحيت

 امام حسين (ع) نباشد و بعد آدم يک بار دعاي عرفه بخواند,

 مي شود به "حسين" ايمان نياورد؟

نشناسدش؟ عاشقش نشود؟ديوانه اش نشود؟

 آيا چنين چيزي امکان دارد؟

يک بار بخوانيد، عاشق مي شويد... 

 برای دریافت ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط احمدرضا آقاجانی فشارکی در چهارشنبه 3 آبان1391 ساعت 10:22 بعد از ظهر موضوع مطالب مذهبی | لینک ثابت


یا حضرت زهرا (س)


 

نوشته شده توسط احمدرضا آقاجانی فشارکی در جمعه 2 تیر1391 ساعت 0:7 قبل از ظهر موضوع عکس مذهبی | لینک ثابت


كرامات قمر بنی هاشم (ع) از زبان خادمش

 

 یا قمر بنی هاشم...

  

  
شما به خوبی می‌دانید اگر آب به مدت 10 روز در یك جا
 بماند گندیده می‌شود، اما این آب با وجود اینكه درب
ورودی آن بسته شده مانند گلاب می‌ماند و در اطراف قبر
 مطهر حضرت اباالفضل(ع) حلقه زده و همچنان بسیار
 تازه و معطر مانده است ... این آب به ارتفاع یك متر بالاتر
 از قبر قرار دارد، اما هرگز وارد مرقد مطهر نشده و من
این‌ها را به چشم خود دیده‌ام و بارها شاهد بوده‌ام
 چقدر افراد كور وارد حرم شده و چند قطره از این آب در
 چشمان آنها ریخته شده و بینا شده‌اند .
 و یا افرادی دارای امراض پوستی و سرطانی با استفاده از
 این آب شفا پیدا كرده‌اند.
مگر آب دریای رحمت اباالفضل(ع) تمام می‌شود ...
 هم اكنون در بخش درب صاحب‌الزمان(عج) مرقد مطهر
 اباالفضل(ع) پنجره كوچكی قرار دارد كه وصل به سرداب
 حرم است و اگر نگاه كنید از آن مرتب بوی گلاب می‌آید و
 این همان آبی است كه متأسفانه خادمان كنونی در ورودی
 آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بسته‌اند.
  نمی دانم این چه رابطه ای است که بعد از قرنها ذکر کربلا،
 حضرت ابا عبدالله(ع) و اباالفضل العباس(ع)  و ...
اشک از رخسارمان سرازیر می گردد؛
وقتی دست میوه دل علی(ع) (وجود مقدس ابالفضل(ع)) را قطع 
می کنند، دشمنان جرات می یابند و به سوی ایشان حمله می کنند،  
تیری به چشم مبارکش می زنند و آقا دیگر نمی بیند،
 از طرفی هم دست ندارد که تیر را بیرون بیاورد؛
زانوها و پاهایش را جمع می کند و تیررا از چشم خود
 خارج می کند، خون چشم آقا را فراگرفته است،
جایی را نمی بیند، دشمنان به او شمشیر می زنند
 حضرت که هیچ وقت مولایش را برادر صدا نمی کرد
 فریاد می زند:
 
یا اخا ادرک اخا لا یوم کیومک یا ابا عبدالله(ع) ...
 


 

نوشته شده توسط احمدرضا آقاجانی فشارکی در جمعه 19 خرداد1391 ساعت 6:0 بعد از ظهر موضوع مطالب مذهبی | لینک ثابت


میلاد مولود کعبه مبارک


 

نوشته شده توسط احمدرضا آقاجانی فشارکی در چهارشنبه 17 خرداد1391 ساعت 4:42 بعد از ظهر موضوع عکس مذهبی | لینک ثابت